
مفهوم شناسی تغییر در قرآن
بخشی از مقاله « تغییر خلقت الهی معنا ومعیار »، احمد شه گلی، فصلنامه قرآن وحدیث، شماره53 ،ص 75
واژه «تغییر»، از «غیر» مشتق شده که به لحاظ مبدأ اشتقاق یعنی آنچه که ما سوای شی باشد. معنی «تغییر»، تبدیل و تحویل چیزی به دیگری است چنانکه گویا شی متحول شده غیر از حالت اولی است [۴، ج5، ص40]. در التحقیق نیز تغییر در این معنا به کار رفته است: «غيّرت الشيء تغييرا: أزلته عمّا كان عليه، فتغيّر» [۴۷، ج7، ص294]. «تغییر» در لغتنامههای فارسی نیز به معنی از حالی به حالی برگردانیدن، دگرگونی، تبدیل، تعویض، تحویل، انقلاب و انتقال آمدهاست [دهخدا، فرهنگ لغتنامه، ذیل واژه «تغییر»]. «تغییر» به معنی نوعی تبدیل و انتقال است که در آن شی غیر از حالت سابقه است [۳۰، ج3، ص432]. راغب میگوید: تغییر و دگرگونی دو گونه است: تغییر در ذات شی و تغییر در صورت [۱۶، ص382]. باب تفعیل از ریشه غیر یعنی تغییر با شکل فاعلی آن، شش بار در قرآن به کار رفتهاست و در این موارد، معنی سلبی از آن اراده شدهاست. دو مورد آن در آیه «ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» [الانفال:53] به کار رفته که اراده معنای سلبی روشن است. دو مورد دیگر در آیه 11 سوره رعد است: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» در این آیه تغییر به طور مطلق به کار رفته که مفسران تغییر سلبی از آن استنباط کردهاند و مقصود آیه این است که خداوند عافیت و نعمتی را که به ملتها عطا کرده تغییر نمیدهند، مگر اینکه آنان اخلاق های زیبا و نیکوی خود را به احوال زشت و ناپسند تغییر دهند در این صورت خداوند نیز نعمت آنها را تبدیل به نقمت میکند [۲۴، ج6، ص228، ۳۵، ج3، ص61]. سیاق و ادامه آیه نیز این معنا را تائید میکند «وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ» [الرعد: 11]. آیه 53 سوره انفال نیز که مضمون این آیه را با مقید کردن تغییر به نعمت بکار برده است )لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً(؛ شاهد دیگری استعمال تغییر خلقت به معنای سلبی آیه 15 سوره محمد است. این آیه نیز تغییر در آن به معنی دگرگونی شی به حالت ناقصتر و پستتر به کار رفتهاست: «مَّثَلُ الجَنَّةِ الَّتىِ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيرِ ءَاسِنٍ وَ أَنهَارٌ مِّن لَّبنٍ لَّمْ يَتَغَيرّْ طَعْمُهُ» در آیه محل بحث نیز «فلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» اسناد فعل تغییر به شیطان اراده منفی از آن شدهاست (در این مورد بیشتر بحث میشود). در روایات نیز این کلمه با تغییر نعمت بکار رفتهاست «اللهم العن الذین غیروا نعمتک» [۲۳، ج6، ص8]. در ادعیه صفت مغیر به عنوان صفتی از صفات خداوند آمدهاست (یا مغیّر) [۱، ص661]. اگر بپذیریم که واژه تغییر شامل تحولات و تبدیلات سلبی و منفی میشود در این صورت اسناد تغییر به خدا همانند اسناد اضلال به حق تعالی است یعنی تغییر ابتدایی مراد نیست، بلکه تغییر کیفری و تغییری که نتیجه عمل انسان است مقصود است.
واژهی «تبدیل» و «تغییر» از جهت معنا و مصداق در مواردی هم مشترک هستند. چنانکه در برخی موارد تبدیل به معنی تغییر به کار میرود. مانند آیه «فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذينَ يُبَدِّلُونَهُ» [البقرة: 181] که به معنی «یغیرونه» است و «ما بدلوا تبدیلا» یعنی «و ما غیروا» [۳۲، ص65]، اما تغییر غیر از تبدیل است و تفاوت ظریفی با یکدیگر دارند. این تفاوت از نحوه استعمال آیات قرآن نیز بدست میآید. در قرآن امکان تبدیل خلق خدا نفی میشود (لاتبدیل لخلق الله)، اما تغییر خلق ممکن است (فَلَيُغَيِّرُنَ خَلْقَ اللَّهِ). تبدیل نوعی تحول و دگرگونی است هر چند که بدل به جای آن قرار دادهنشود. تبدیل قرار دادن چیزی به جای دیگری است هر چند که بدل به جای آن قرار دادهنشود (تَبْدِيل الشيء: تغييره و إِن لم تات ببدل) بر خلاف تعویض که چیز دومی به جای شی اول قرار میگیرد [۱۶، ص111] تغییر اعم از تبدیل است. تبدیل نوع خاصی از تغییر است.




