انسان شناسیاوصاف و احوال انسانمطالب ویژه

شناخت ظرفیت‌ و حدود خویش؛ درسی از آیت‌الله فشارکی

✍️ یادداشت: احمد شه‌گلی

پس از رحلت میرزای شیرازی اول، گروهی از علما از آیت‌الله سید محمد فشارکی برای پذیرش مرجعیت دعوت کردند. ایشان در پاسخ فرمودند که مرجعیت چیزی فراتر از علم فقه می‌طلبد و خود را شایسته این مقام ندانست و مردم را به میرزا محمدتقی شیرازی ارجاع داد. وی در این زمینه گفت:
> «إِنِّي لَسْتُ أَهْلًا لِذَلِكَ. لِأَنَّ الرِّئَاسَةَ الشَّرْعِيَّةَ تَحْتَاجُ إِلَى أُمُورٍ غَيْرِ العِلْمِ بِالفِقْهِ… وَأَنَا رَجُلٌ وَسْوَاسِيٌ… فَإِذَا دَخَلْتُ أَفْسَدْتُ وَلَمْ أُصْلِحْ، وَلَا يَسُوغُ لِي غَيْرُ التَّدْرِيسِ».
با این تصمیم، مردم به میرزا محمدتقی شیرازی — عالمی که بعدا در قیام مردم عراق علیه استعمار انگلیس نقش محوری ایفا کرد — رجوع کردند. (مختاری، سیمای فرزانگان، ص ۱۲۲)
🔸 تحلیل مواجهه آیت‌الله فشارکی
متأسفانه در برخی موارد، این مواجههٔ ایشان صرفاً به تواضع نسبت داده شده است؛ حال آنکه مسئله فراتر از تواضع بوده و به شناخت عمیق ایشان از خود برمی‌گردد. آیت‌الله فشارکی با درکی که از توانایی‌ها و محدودیت‌های خویش داشته دریافته که صلاحیت پذیرش این مسئولیت را ندارد. ایشان در این بیان، چند نکتهٔ مهم مطرح می‌کنند که نشان می دهد، ارزیابی دقیقی از شخصیت خود داشته است.
*گرفتار وسواس و احتیاط شدید در عمل است و این ویژگی با قاطعیت لازم برای پذیرش مسئولیت سازگار نیست.
* تدریس را شایسته خود می‌داند نه مدیریت،
* مرجعیت را فراتر از دانستن فقه می‌شمارد،
* باور دارد ورودش به عرصه‌های مدیریتی مایه فساد خواهد شد.

این درک از توانایی‌ها و محدودیت‌های خویش، اساس خودشناسی است. بر همین اساس، حضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرماید:
«رَحِمَ اللّهُ امرَأً عَرَفَ قَدرَهُ و لَم يَتَعَدَّ طَورَهُ» (نهج‌البلاغه، حکمت ۷۰).
بنابراین، این حقیقتِ فهم از خویشتن را نباید صرفاً از منظر تواضع نگریست. چه‌بسا عالمان بزرگی که از جنبه‌های اجتماعی و رهبری، فاقد درایت و کفایت لازم بوده‌اند. هر فردی توانایی‌هایی دارد که این امر الزاماً به معنای توانمندی در سایر عرصه‌ها نیست. در طول تاریخ نیز علمایی بوده‌اند که با وجود فضل و جایگاه علمی درخشان، در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی نقش منفی ایفا کرده‌اند.

🔸 الگویی قرآنی داستان حضرت موسی(ع)
در قرآن نیز حضرت موسی(ع) با شناخت ظرفیت‌های خود و برادرش هارون، از خداوند می‌خواهد که هارون — که سخنوری تواناتر است — او را در مأموریت پیش فرعون همراهی کند:
> «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِي» (سوره طه، آیه ۲۹).
این نگاه حضرت موسی(ع) نشان می‌دهد که انتخاب افراد برای مسئولیت‌ها باید بر اساس شناخت دقیق ظرفیت‌ها صورت گیرد. این درک مبتنی بر شناخت ظرفیت‌ها، باید مبنای هر نوع واگذاری مسئولیت باشد.

🔸 هشدار پیامبر(ص) به ابوذر
پیامبر اکرم(ص) نیز با توجه به ضعف ابوذر در عرصه رهبری، به او هشدار دادند:
> «يَا أَبَا ذَرٍّ، إِنِّي أَرَاكَ ضَعِيفًا… فلَا تَأْمُرَنَّ عَلَى اثْنَيْنِ» (طوسي، الأمالي، ج. ۱، ص. ۳۸۴. )
این روایت نشان می‌دهد که تقوا و علم به تنهایی برای تصدی مسئولیت کافی نیست. مدیریت و رهبری نیازمند توانایی‌های دیگری همچون تدبیر، روحیه مدیریت و توان تحمل بار مسئولیت است.

🔹 عبرتی برای امروز
امید است این داستان، درسی عبرت‌آموز برای همه ما باشد تا بدانیم عالم بودن یا متقی بودن، لزوماً به معنای صلاحیت برای تصدی مسئولیت نیست و در پذیرش مسئولیت‌ها حساسیت بیشتری داشته باشیم.
گاهی با افرادی سلیم‌النفس اما دارای توان مدیریتی ضعیف روبه‌رو شده‌ایم که با وجود آگاهی از ناتوانی خود در اداره‌ی یک مجموعه، تنها به دلیل اصرار دیگران مسئولیتی را پذیرفته‌اند و توجیهشان این بوده است: «دیگران گفتند، ما هم امتثال امر کردیم.» آیا دیگران مشکلات ناشی از سوء مدیریت او را در دنیا و آخرت می‌پذیرند؟ آیا ما فقط احساس تکلیف می‌کنیم، احساس ضعف نمی کنیم؟
چه‌بسیار افرادی که در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌اند که شایستهٔ آن نبوده‌اند و ضعف عملکرد آنان، مشکلاتی جدی پدید آورده است؛ و چه‌بسیار کارهایی که می‌توانستند انجام دهند، اما ترک شده است.
📌 بسیاری از مشکلاتی که در کشور ما وجود دارد، به این دلیل است که افراد در جایگاه حقیقی خود قرار ندارند و مسئولیت‌ها به افراد ناشایست واگذار می‌شود.

#خود_شناسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا