انسان شناسی
ضرورت تنوع در خلقت انسان
بخشی از مقاله« مسئله تنوع درانسان»، احمد شه گلی، مجله مشکوه، شماره 4، ص 112
وجود تنوع در خلقت انسان ضروری است. برخی از اسباب این ضرورت عبارتند از:
- ضرورت از جهت اقتضای نظام علّی: نظام خلقت، نظام علی و معلولی است. به مقتضای نظام علی و معلولی، حدوث و بقا اشیا بر اساس قوانین خاص این نظام شکل می گیرد. بر اساس اصل سنخیت بین علت و معلول، تفاوت در علل، سبب تفاوت در معلول ها می شود. هر انسانی در یک محیط جغرافیایی، محیط اجتماعی با شرایط فرهنگی خاص، شرایط وراثتی و ژنتیکی و نیز عوامل کیهانی خاصی به وجود می آید. هر یک از این امور و عوامل دیگری که در تکون انسان موثراند، در تنوع و تفاوت انسان ها از جهات، جسمی، روانی، نژادی، زبانی و…. موثر است. با تغییر علل شکل گیری انسان، خصوصیت آنها نیز متفاوت میشود؛ بنابراین تنوع انسانها، مقتضای نظام علی و معلولی است. نظام علی و معلولی حاکم بر انسانها محصول تقدیر و اراده الهی است.
- ضرورت از جهت تثبیت اختیار انسان: انسان متنوع یعنی انسانی که در او علایق، سلایق، استعداد ها و توانایی های مختلفی وجود دارد. این انسان با این تنوع و تکثر ابعاد، می تواند مختار و آزاد باشد و از بین موارد متعدد یکی را انتخاب کند. اگر در انسان این تنوعات روحی و روانی واحد و محدود باشد، قلمرو اختیار انسان محدود می گردد و از جهت اینکه گزینه های انتخابی انسان منحصر در موارد خاص است. در این وضعیت انسان شبیه حیوانات می شود که گزینه های انتخابی آنها محدود است و فعالیت های آنها مسوبق به غریزه است. بنابراین انتخاب های متعدد و استعدادهای گوناگون و علایق و سلایق انسان ها، بسترساز توسعه قلمرو اراده و اختیار انسان است.
- ضرورت از جهت بقا مادی انسان: لازمه استمرار وجود مادی انسان تنوع انسان ها در دو دسته مذکر و مونث است. هر یک از این دو دسته کلی دارای لوازم و خصوصیاتی است که تنوعات دیگری را به همراه دارد. اگر همه انسانها مرد یا فقط زن باشند توالد و تناسلي انجام نمي گرفت و نسل انسان منقرض مي شود. بنابراین وجود هر یک لازمه حیات است. وجود تنوع در جهان نیز لازمه بقا انسان است. اگر حيوانات يا نباتات به انواع محدودی منحصر شوند و خواص آنها نیز محدود شود، فوايد بي شمار و احتیاجات متعدد انسانی مرتفع نمی گردد. بنابراین لازمه بقا انسان و نیز تنوع جهان پیرامون او است.
- ضرورت از جهت تحول و تکامل انسان: هر انسانی به لحاظ فردی دارای مراحل و اطوار مختلفی در زندگی است. کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و سالخوردگی مراحل زندگی انسان است انسان در هر یک از این موقعیت ها دارای خصوصیات ظاهری مختلف هستند. در قرآن از این مراحل به اطوار تعبیر شده است.”لقد خلقناکم اطوارا”(نوح، 14) پیدایش اطوار مختلف زمانی محقق می شود که در انسان ها تنوع حاکم باشد. اگر تنوع انسان محدود شود یا همه مراحل مختلف انسان ها یکسان شود، امکان تکامل و تحول برای انسان میسر نمی شود. در تغیر حالات و اوصاف از حالتی به حالت دیگر نیز چنین است. انسان زمانی می تواند از یک حالت به حالت دیگر تغییر حالت دهد که تنوع اوصاف در مورد آن، معنا داشته باشد. حیوانات تنوع اوصاف ندارند آنها غم و شادی، امید و نامیدی، عشق و نشاط، ابتهاج و افسردگی ندارد لذا تحول نیز برای آنها محقق نمی شود.
- ضرورت اجتماعی تنوع: جامعه انسانی به مشاغل و کارهای مختلف نیاز دارد. اقامه این امور مستلزم وجود تنوع در انسان است. اگر همه انسان ها استعداد کار خاص داشته باشند، نظام اجتماعی که نیازمند وجود توانایی ها مختلف است، مختل می شود. اگر همه انسان ها به یک شغل یا شغل های محدودی اشتغال داشته باشند، سایر شغل ها تعطیل میشود. بدین ترتیب تنوع در اجتماع انسانی یک امر ضروری است که بدون آن اجتماع انسانی محقق نمی شود. حضرت علی (ع) در این مورد می فرمایند:
«لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا»(صدوق،1400، 446)
همواره مردم به خیر هستند تا زمانیکه متفاوت باشند و اگر همه مساوی باشند، هلاک می شوند.




